کلاغ پیر
یادداشت های پارسا بهمنیما زنده به آنیم که آرام نگیریم
دیشب هزاران هزار شیرازی به خیابان آمده بودند. همه سبز و در سکوت فریاد سبز آزادی سر می دادند. در راهپیمایی دیشب دست کم بیست هزار تن بیش از پنجاه هزارتن روز 25 ام شرکت کرده بودند. دیشب شب شکوه آزادی بود. چه بسیار آزادی خواهانی که بازداشت شدند و غیورمردان و شیرزنان شیرازی آنان را از دست نیروهای لباس شخصی رهایی بخشیدند. و بزرگمردی که رفت و در ون بازداشتی ها را باز کرد و بازداشتی ها را آزاد کرد. دیشب آنقدر خانم های چادربه سرٰ مردان مسن و بانوان مسن به جنبش پیوسته بودند که دیگر جوانان و دانشجویان در برابر شمار آنان به چشم نمی آمدند. آن وری ها هر دو ساختمان دانشکده مهندسی را از ساعت 12 ظهر تعطیل کرده بودند تا از راه افتادن راهپیمایی جلوگیری کنند(هر دو ساختمان دانشکده مهندسی در خیابان ملاصدرا قرار دارد. یعنی در محل راهپیمایی) ولی دیشب شیرازی ها به آنان نشان دادند که جنبش تنها دانشجویان را در بر ندارد و همه مردم اینبار همصدا شده اند. البته درگیری شدیدی نیز رخ داد. راهپیمایان می گفتند دست کم پنجاه تن بازداشت شده اند. به هر رو شیراز دیشب در عین سکوت فریاد آزادی ایران عزیز سر داد.
توضیح: این گزارش مربوط به راهپیمایی با شکوه ساعت 6:00 شب به بعد است و نه درگیری شدید ساعت 5:00 عصر. آمار ارائه شده درباره بازداشتها(50 نفر) نیز مربوط به همان درگیری ساعت5:00 است. این این پنجاه تن بازداشتی جدای شمار بسیاری است که از سوی مردم آزاد شدند.
برای محمد و صانع…
باز دو شهید بی گناه دیگه. محمد و صانع. افسوس از این نادادگری. صانع صدای اتحاد سرزمین ما بود و هست. بلندتر از همیشه. و محمد نماینده شکوه نسل ما. آنها زنده اند تا زمانی که اندیشه های سبز زنده است و سبز هرگزنخواهد مرد.
جنبش شکوهمندمان پرقدرت تر از گذشته زنده است
دیروز شیرازٰ پایتخت فرهنگ ایران یکسره آواز خوش آزادی برای ایران عزیز سر داد. جمعیت دست کم 50 هزار نفری میدان های نمازی و دانشجو و خیابان و چهارراه ملاصدرا را یکسره دربر گرفته بودند. دیروز مرگ بر هیچ کس نبود. دیروز مرگ بر استبداد بود. دیروز صدای مردمی بلند بود که این بار می دانستند چه می خواهند و چه نمی خواهند. دیروز مردم دیگر نمی ترسیدند. فرار نمی کردند. شجاعتی دیدنی. دیروز کسی صورتش را نپوشانده بود. دیروز روزی بود که جنبش ما نشان داد پرقدرت تر و پر شور تر از گذشته زنده است و این نسل بی هراس از رگبارها آزادانه ایستاده. دیروز نسل سبزی اعلام وجود می کرد که نشان می داد آگاه است. آنچه هرگز در تاریخ ایران هستی نداشته. نسلی خردمند و نه احساساتی. شیرزنان بسیاری چادر به سر به خیابانها آمده بودند که نشان از آگاهی بیشتر مردم ما دارد. که از گسترش جنبش به توده های مردم حکایت می کند. شیرمادرانی هم. که از توصیفشان عاجزم. دیروز شیراز یک سر صدای آزادی سر داد. صدای آزادی ایران بزرگ.
این تاریخ…
چه موجود شگفت آوری است این تاریخ. درست مانند یک موجود درنده خو همه لحظه هایمان را می بلعد و هر چه از آن فرار می کنیم بیش از پیش سیرابش می کنیم. سیراب از لحظه های دوست داشتنی و نفرت انگیزی که خواهی نخواهی همه را از ما می گیرد. چه شگفت آور است این تاریخ…

